حسين مروج
266
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
موارد استعمال : عوض مسابقه بايد به يكى از طرفين مسابقه كه سابق است قرار داده شود . شرح لمعه ، كتاب سبق و رمايه ساحر - كسى است كه سحر انجام مىدهد و لو اينكه از جهت عقيده سحر را حلال نمىداند . موارد استعمال : مجازات ساحر مسلمان با نظر حاكم شرع قتل است ولى ساحر كافر با نظر حاكم شرع تعزير مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود ساحة - مقصود از آن ساحه الدار ( حياط خانه ) مىباشد . موارد استعمال : اگر مدعى در مقابل ترك دعوى با طرف خود صلح كند كه آب ساحهء طرف را ببرد چنين صلحى جايز است . شرح لمعه ؛ شرايع ، كتاب صلح سارق - كسى است كه عمل سرقت انجام دهد . موارد استعمال : در صورت وجود شبهه مالكيت از سارق حد ساقط مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود سارق الاحياء - در فقه ، كسى است كه از زندهها دزدى مىكند . موارد استعمال : در حديث است سارق الموتى مانند سارق الاحياء مجازات مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود در مقابل « سارق الموتى » استعمال مىشود . سارق الحرّ - آدمدزد ، آدمربا . موارد استعمال : دست سارق الحرّ به عنوان سرقت قطع نمىشود به علت اين كه آدم مال نيست . شرح لمعه ، كتاب حدود سارق الموتى - كسى كه اشيا و اموال متعلق به مرده را مانند كفن و غيره بدزدد . شرح لمعه موارد استعمال : دست سارق الموتى در مقابل سرقت قطع نمىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود ساعة - در عرف فقهاء ، نام پارهاى از زمان است . كشّاف موارد استعمال : در ساعتى از آخر شب نزديك طلوع فجر توبهها قبول و دعاها مستجاب است . جواهر الكلام ، ج 7 ساق - واحد ساقين . عضو اصلى درخت كه بر روى ريشه استوار است . در فقه ، ما بين مچ پا و زانو است . موارد استعمال : حدّ پا كه در سرقت قطع مىشود مفصل الساق است . شرح لمعه ، كتاب ديات ساقطة - در فقه ، 1 ) حرفى كه از دهان خارج مىشود ؛ 2 ) شخص افتاده و بىنام و نشان . موارد استعمال : هر دو معنا در جمله زير مراد است : « لكلّ ساقطه لاقطه ؛ حرفى كه از دهان خارج مىشود براى آن حافظ و ناشر هست . » ، « هر افتاده و بىنام و نشان را مقام دهنده و رافعى وجود دارد . » طلبة الطلبه ، كتاب لقطه ساقية - 1 ) گاو و يا شترى است كه به وسيلهء آنها از چاه يا از نهر آب